| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 4
بازدید ماه : 4
بازدید کل : 13483
تعداد مطالب : 21
تعداد نظرات : 41
تعداد آنلاین : 1
Template By: NazTarin.com
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان نت نامه و آدرس bamzi.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
وگاهی هم لبخندی می زند که خیلی بامزه وشیرین تر شده واصلا متوجه گذر زمان نمیشیم
چندهفته قبل که خونه مادرم بودم محمدمتین بیحال بود مادرم گفت :بچه رو چشم زدند ورفت یه تخم مرغ اورد وگفت باید بالای سرش تخم مرغ بشکنیم
تاچشم نظرازش دور شود خلاصه ماهرچی گفتیم احتیاجی نیست خرافات فایده نکرد
خلاصه خواهرانم یه نایلون کشیدن بالاسر محمدمتین که هر چهارگوش شو یکی نگه داشته بود بعد مادرم تخم مرغ رابین دوسکه قرار دادوآن را بین انگشت شصت وسبابه قرار داد وشروع کرد نام بردن اسامی و اول از همه هم اسم من وفاطمه حان رابرد واسم هرکسی راکه نام میبرد به تخم مرغ فشاری وارد میکرد که اعتقاد براین بود اگر اسم کسی که خوانده میشد وتخم مرغ می شکست چشم نظر از طرف آن شخص میباشد
خلاصه بعداز نام بردن کل طایفه دوست آشنا بغالو سبزی فروش محل تخم مرغ نشکست درهمین حین که خواهر کوچکم که خسته شده بود دستش کمی پایین آمده بود وزمانی که مادرم اسم بعدی راخواند تخم مرغ همان لحظه شکست وریخت روی صورت محمد متین وتصورکنید که محمدمتین چه شکلی شده بودویکدفعه همه خندیدن
و باعجله شروع کردن به پاک کردن وجالب اینکه محمد متین اصلا گریه نمیکرد وباتعجب به ما نگاه میکرد که چکار میکنیم
واینطوری بود که چشم جسود را درآوردیم .
درضمن میدو نم که این مطالب ربطی به حرف زدن محمد متین نداشت خاطرس دیگه ...
نظرات شما عزیزان: